Tuesday, June 26, 2007

چرا اميد

عضويت در يك حزب سياسي آنهم حزبي در موضع اپوزيسيون در نظام جمهوري اسلامي، با وجود مخاطرات بيش و كمي كه مي‌تواند از تهديد زباني آغاز و با محروميت از برخي حقوق اجتماعي مانند حق ادامه تحصيل، حق داشتن شغل و موارد مشابه ديگر ادامه يافته و در نهايت به حبس و پرداخت وثيقه و داشتن يك پرونده دائم‌المفتوح در قوه قضاييه منجر گردد، قطعاً جز بر اساس اعتقاد قلبي به فعاليت در عرصه سياست و ايمان به سرانجام كار، امكان‌پذير نخواهد بود. شايد ورود من به اين عرصه و بيست سال حضور در مجموعه‌اي مانند نهضت‌آزادي ايران نيز به همين دليل بوده باشد. سالها است كه طعم انواع محدوديت‌ها و فشار‌هاي سياسي را همچون ساير فعالان سياسي، چشيده‌ام و ديگر به اين نوع زندگي عادت كرده‌ام. اما به اعتقاد من هنر آن است كه در چنين شرايطي مانند جويبار كوچكي كه از ميان صخره‌هاي سنگي، تنها با صبوري و پشتكار راه خود را باز مي‌كند، بتواني صبر پيشه كني و با توسل به تمامي راه‌هاي ممكن، رسالت روشنگري خود را به انجام برساني.
در شرايطي كه انواع محدوديت‌ها بر گروههاي سياسي و اجتماعي اعمال مي‌‌گردد. مطبوعات از هراس توقيف شدن، در چاپ مقالات سياسي، وسواسي تا حد خودسانسوري به خرج مي‌دهند و هر نوع فعاليت اجتماعي ديگر نيز بشدت محدود شده است، رو آوردن به دنياي مجازي و ايجاد ارتباط با ديگران از طريق وبلاگ‌ها و وب‌سايت‌ها، امري بديهي، غير قابل اجتناب و يكي از راه‌هاي ممكن خواهد بود. راه‌اندازي اين وب‌سايت نيز از همين زاويه، تجربه جديد كسي است كه تمايل دارد از اين طريق نظرات خود را در مورد مسايل سياسي و اجتماعي با ديگران مطرح نمايد. چرا كه احساس مي‌كنم حرفهايي هست كه نه در قالب فعاليتهاي حزبي امكان بيان آنها هست، نه در قالب مقالات روزنامه‌اي و نه حتي در قالب سخنراني يا مصاحبه. به همين خاطر اين سايت قرار است تا تمامي مكتوبات مرا، اعم از آناني كه در قالب‌هاي پيش‌گفته امكان انتشار آنها هست و نيز حرفهايي كه امكان انتشار در جاي ديگري را ندارند، در خود جاي دهد. لذا خواننده گرامي هنگام مراجعه به اين سايت، علي‌الاصول مطالبي را خواهد خواند كه در نقد وضعيت اجتماعي و سياسي جامعه كنوني ايران نگاشته شده‌اند. نگاه من به امر سياست، نگاهي اصلاح‌طلبانه و مبتني بر اصلاح ساختار فرهنگي جامعه مي‌باشد. به عبارت ديگر معتقدم كه تا ساختار فرهنگي جامعه ما اصلاح نشود، ساير معضلات سياسي و اجتماعي ما نيز مرتفع نخواهد شد. ليكن با وجود آنكه ريشه مشكل را در فرهنگ جامعه جستجو مي‌نمايم، به اين اصل نيز اعتقاد دارم كه مهمترين مانع در مقابل اصلاح ساختار فرهنگي، شرايط سياسي جامعه است. بر اين اساس موثرترين راه را نيز براي انجام اين مهم، فعاليت در حوزه سياست و در چارچوب قانون مي‌دانم. ليكن با اين نگاه كه سياست‌ورزي را نه يك هدف، كه تنها وسيله‌اي براي بهبود وضعيت فرهنگي جامعه در نظر گيريم.
نكته ديگر آنكه در شرايط سياسي امروز كه قطعاً مي‌توان گفت بسته‌ترين شرايط سياسي و اجتماعي سالهاي پس از انقلاب را تجربه مي‌كنيم، از نگاه خواننده‌اي كه به سراغ اين سايت خواهد آمد، شايد انتخاب نام "اميد" چندان مناسبت نداشته باشد. از نگاه اينان، در شرايطي اين‌چنين كه تمامي آزاديهاي فردي و اجتماعي مورد تهديد و تحديد نيروهاي حاكميت قرار دارند و نگاه حكومت به هر نوع نهاد اجتماعي و سياسي، نگاهي امنيتي است و در سايه چنين مديريتي، اوضاع اقتصادي نيز بر اساس نظر كارشناسان، روز به روز بحراني‌تر مي‌شود و در صحنه بين‌المللي نيز هر روز منزوي‌تر از روز پيش مي‌شويم، ديگر چه‌جاي سخن گفتن از اميد است. در پاسخ به اين دسته از خوانندگان گرامي بايد بگويم كه در عين تاييد تمام مطالب فوق، به نظر من حكومت فعلي با رفتارهاي خود بزرگترين كمك را به برپايي دموكراسي در اين سرزمين مي‌كند. چرا كه اينان عملاً به مردم مي‌آموزند كه بدون وجود آزادي و تحقق دموكراسي، هيچيك از خواسته‌هاي ديگر اعم از رفاه اجتماعي يا عدالت اقتصادي، با وجود شعار‌ها و يا در يك نگاه خوش بينانه، تلاش‌هاي حكومت، قابل تحقق نخواهد بود. به همين خاطر از نگاه نگارنده، حكومت فعلي بزرگترين كارگاه آموزشي را در سراسر كشور برپا نموده تا همگان اعم از آنانكه آزادي را امري ضروري تلقي نمي‌كنند و يا حداقل اولويت را به مباحث ديگري مانند عدالت اجتماعي يا توسعه و رفاه اقتصادي مي‌دهند و نيز كساني كه تصور مي‌كنند تنها با تغيير حاكمان، جامعه مي‌تواند به دموكراسي پايدار دست يابد، بياموزند كه براي كسب دموكراسي پايدار بايد هزينه پرداخت. بياموزند كه در غياب دموكراسي، هيچ چيز ديگري جز استبداد، فقر و پايمال شدن حقوق، نصيب مردم نخواهد شد. بياموزند كه براي كسب آزادي و دموكراسي بايد تلاش كرد، بايد صبوري به خرج داد و بايد ضرورت دموكراسي را با تمام وجود احساس نمود. به همين خاطر، به اعتقاد من، امروز بيش از گذشته اين احساس در مردم ما در حال رشد يافتن است و بيش از گذشته مي‌توان اميد داشت كه دموكراسي در فرهنگ جامعه ايران، نفوذ كند. به قول مرحوم مهندس مهدي بازرگان كه همواره به شاگردي او افتخار كرده‌ام، آزادي نه دادني است و نه گرفتني است، بلكه يادگرفتني است. اينك نيز ما در حال تجربه نبود آزادي در جامعه هستيم تا ارزش بودن آن را بيش از پيش بدانيم. انتخاب نام "اميد" براي اين سايت نيز، از همين ديدگاه قابل فهم خواهد بود.